X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1391

باغ مخفی


الو ! گوش می کنی ؟

پنجره ها بی اراده ی من باز می شوند 

و هر چند لحظه , اندوه تازه ای از را ه می رسد 


من خسته ام   و هدفون پسرم را کش می روم 

و خودم را    در سی دی قشنگ " باغ مخفی "  تو غرق می کنم 

من خسته ام و خودم را به خواب می زنم 


درها   بی اراده ی من باز می شوند 

و باد در آستین لباس های تازه ی اندوه 

دلقک پیری ست .


عجیب نیست ؟

من خسته نیستم اما 

همیشه لباسهایم را   در باغ مخفی تو فراموش می کنم .


رویا زرین 


صدای درختان بمبو