این خیال انگار چیز خیلی خیلی عزیزی است به خصوص برای شاعران حافظ از اشتیاق ابن خیال آتش دوزخ رو به حان می خره: در آتش ار خیال رخش دست می دهد ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی
چه شاعر باشی و په نباشی خیال برای آدمها عزیزه مگر اینکه عزیز نباشه ......
امروز همکارم آمده بود و از من کاری خواست و مشغول انجامش بودم دیدم داره میگه : چه خبره اونجا! نگاش کردم دیدم داره لبخندی میزنه و زیر چشمی از پنجره به بیرون نگاه می کنه گفتم چه خبره ؟ - ندیدی؟! کنجگاو شدم رومو به طرف پنجره برگرداندم یک دختر و پسر جوا ن سرگرم بوس و کنار بودند آنقدر این منظره آرام دوست داشتنی بود که اشک تو چشم همکارم جمع شده بود منم دست از کار کشیدم و دو تایی نشستیم به تماشا..
گفتم: این جوونی دیگه تکرار نمیشه. میبینی چقدر خوشحالند گفت: آره.. همینجوری تو فکر بود
گوشی پسره زنگ زد . یکی صداشون زد . دختره رفت و با دو لیوان شربت برگشت .. تا می آمدند بوسه ای بدهند و بگیرند مزاحم ها گوناگون .. - همکارم که زن کرد خیلی با مرامی هم هست گفت:ای..اگه گذاشتن.. .. وقتی که رفت به چهره ش فکر می کردم .. انگار رفته بود تو رویا
بهتر گه نگذاشتی! صدای شجریان با یوتیوب و Mp3 گوش ندی بهتره فقط audio و در سکوت نه وقتی همه حرف می زنند موسیقی زمینه بگذاری یعنی اون موقع است که موسیقی و طنین صداش افسونگر میشه
دورانی در سالهای 56 و 57 داشتم که هر وقت اراده می کردم در کنار باباطاهر بودم. یا در کنار پورسینا بودم. معمولن در این گونه جاها روی سنگی یا پله ای می نشینم و بعدش نمی دانم به چه فکری فرو می روم.
کدام باباطاهر یا کدام پورسینا ؟! شاید درگیر نام این پست شده اید ؟
همان باباطاهر و پورسینایی که هر دو در همدان خوابیده اند.
محبووب
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 ساعت 07:54 ب.ظ
خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه میگوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است همیشه در نظر خاطر مرفه ماست اگر به سالی حافظ دری زند بگشای که سالهاست که مشتاق روی چون مه ماست
خیال رفتگان شب تا سحر در جانم آویزد
خدایا این شباویزان چه میخواهد از جانم
خیلی خیلی قشنگه .
احتمالا باید باشه ... چه می خواهند ...
این خیال انگار چیز خیلی خیلی عزیزی است به خصوص برای شاعران حافظ از اشتیاق ابن خیال آتش دوزخ رو به حان می خره:
در آتش ار خیال رخش دست می دهد
ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی
چه شاعر باشی و په نباشی خیال برای آدمها عزیزه مگر اینکه عزیز نباشه ......
با دیدن این بیت صدای شجریان آرام و مهربان در گوشم طنین انداخت و یاد روزهای جوانی ....
چه خوشگل درستش کردی!
اتفاقا قصد داشتم لینک یوتیوب شجریان وقتی اینو خونده بذارم ...
مرسی !
امروز همکارم آمده بود و از من کاری خواست و مشغول انجامش بودم دیدم داره میگه : چه خبره اونجا!

نگاش کردم دیدم داره لبخندی میزنه و زیر چشمی از پنجره به بیرون نگاه می کنه
گفتم چه خبره ؟
- ندیدی؟!
کنجگاو شدم رومو به طرف پنجره برگرداندم
یک دختر و پسر جوا ن سرگرم بوس و کنار بودند
آنقدر این منظره آرام دوست داشتنی بود که اشک تو چشم همکارم جمع شده بود
منم دست از کار کشیدم و دو تایی نشستیم به تماشا..
گفتم: این جوونی دیگه تکرار نمیشه. میبینی چقدر خوشحالند
گفت: آره.. همینجوری تو فکر بود
گوشی پسره زنگ زد
.
یکی صداشون زد
.
دختره رفت و با دو لیوان شربت برگشت
..
تا می آمدند بوسه ای بدهند و بگیرند مزاحم ها گوناگون
..
- همکارم که زن کرد خیلی با مرامی هم هست گفت:ای..اگه گذاشتن..
..
وقتی که رفت به چهره ش فکر می کردم .. انگار رفته بود تو رویا
شاید داشت این دوبیتی بابا طاهر رو می خوند..
چه تماشایی !!! چه خیال انگیز !!
بهتر گه نگذاشتی!
صدای شجریان با یوتیوب و Mp3 گوش ندی بهتره
فقط audio و در سکوت نه وقتی همه حرف می زنند موسیقی زمینه بگذاری
یعنی اون موقع است که موسیقی و طنین صداش افسونگر میشه
اینم حرفیه .
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
حافظ
خیال روی تو نازنین .
عجب قصه ها می گی شهرزاد قصه گو .
دوستان و رهگذران , این پست رو شنبه دهم تیر و پست قبلی رو پنجشنبه هشتم آپ کرده بودم بعد به خاطر اشتبا ه جابجا شد و حالا تاریخ درست نداره !
دورانی در سالهای 56 و 57 داشتم که هر وقت اراده می کردم در کنار باباطاهر بودم. یا در کنار پورسینا بودم. معمولن در این گونه جاها روی سنگی یا پله ای می نشینم و بعدش نمی دانم به چه فکری فرو می روم.
کدام باباطاهر یا کدام پورسینا ؟! شاید درگیر نام این پست شده اید ؟
همان باباطاهر و پورسینایی که هر دو در همدان خوابیده اند.
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست
ببین که سیب زنخدان تو چه میگوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سالهاست که مشتاق روی چون مه ماست
+ واقعا اگر خیال نبود...
واقعا اگر خیال نبود .. زندگی کمرنگ تر بود .
بانو کجایی؟
بیا ...
می خواهیم آه بکشیم
قریون مرام و معرفتت .. در کافی نت هستم ! دائم دارم آه می کشم در کنار تمام همشهریان بدون اینترنت !!!
آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
این هم یک آه مَد دار برای همدردی با بانو
سلام
من با شعرهای باباطاهر خاطرات زیادی دارم........ ممنون