می شود بی چراغ بود
می شود همیشه با چراغ بود
...
خفاش ها همیشه بی چراغند
و پروانه ها ...
می شود آدم بود ولی انسان نبود
می شود انسان بود ولی آدم نبود
...
می شود
نمی شود
؟!
مشکل این است که نمیشود وقتی که میشود !
مهربانو
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1392 ساعت 06:48 ب.ظ
کاش میشد...ولی نمیشه
هر کاری کنی بلاخره یکی هست برنجه....
چقد سخته
حتمن نمی شود. اگر می شد که خیلی خوب می شد.
ینی اگه می شد، چی میشد!!!
یاد اون جریان درست کردن دوغ با آب دریا افتادم !
می شود بی چراغ بود
می شود همیشه با چراغ بود
...
خفاش ها همیشه بی چراغند
و پروانه ها ...
می شود آدم بود ولی انسان نبود
می شود انسان بود ولی آدم نبود
...
می شود
نمی شود
؟!
مشکل این است که نمیشود وقتی که میشود !
کاش میشد...ولی نمیشه
هر کاری کنی بلاخره یکی هست برنجه....
چقد سخته
خیلی ههم سخته ...................... :(
ملخ و پروانه و خفاش رو بی خیال...
چه دست آشنایی...
:))
.
فرناز جان
شما ما را با این غیبت ها و نبودن هایت به آه کشیدن می کشانی
آه کشیدنی
آآآآه
نمی دونم چرا اینجوری شده !! خودم هم همش دارم آه می کشم و هرچی سعی می کنم به جای آه کشیدن وب بازی کنم نمیشه !!!!
شاید شبیه آزادیه که مطلق نیست.
همیشه آزادی یک عده ، یک عده دیگه رو محدود می کنه.
بد هم نگفتی ها !! تو همون یلدای خودمون هستی ؟ کجایی ؟
بله خودمم یلدای خودمون
می خوانم در سکوت
هستم زیر آسمان خدا
هستم با آه های خودم
مرسی . سلامت باشی . خوشحالم که به من سر میزنی . همه ی ما هستیم با آه هایی ......
سلام داشتم گوگل بازی میکردم یه هو اسمه تو رو نوشتم رسیدم به اه دست اشنای تو رو با اون النگوهات و اینکه نه نمیشه هر کاری کنی بازم یکی ازت رنجیده
یکی ؟ کاش فقط یکی باشه !